حاج محمد کریم فضلی، کارآفرین ایرانی و بنیانگذار فقید گروه صنعتی گلرنگ، در هفتم اردیبهشتماه ۱۳۱۱ هجری شمسی در شهر سرکانِ همدان متولد شد و نخستین فعالیت اقتصادی خود را در کنار پدر که از بازرگانان خوشنام آن منطقه بودند، آغاز کرد.
در عنفوان جوانی، برای کسب شناخت بیشتر به دیگر شهرستانهای استان همدان سفر کرد و سپس راهی تهران شد تا در محیط بزرگ پایتخت، تجربههای بیشتری کسب کند. در ابتدای سکونت در تهران، با وجود مشکلات، با عزم جزم، موانع اصلی را برطرف ساخت و کار تولید را پیش گرفت.
از آنجایی که پدر استاد فضلی، در دورهای به کار صابونسازی اشتغال داشت و استاد نیز از همین بابت در نوجوانی تا حدودی با تولید مواد شوینده آشنا بود، برای آغاز فعالیت تولیدی، صنعت شوینده را انتخاب و کارگاه کوچک خود را برای تولید «پودر ظرفشویی» دایر کرد؛ اقدامی که در اوایل دهه ۴۰ به شکل گستردهتر و منسجمتر انجام میشد. مدتی بعد محصول سفیدکننده هم به محصولات کارگاه اضافه شد و همین طور به ترتیب پودر لباسشویی به نام «گلرنگ سوپر»، جرمگیر، شیشهشوی و نرمکننده لباس نیز در سالهای بعد تولید گردید و کار توسعه یافت. سپس استاد فضلی با بازاریابی مناسب، محصولات خود را به طور گسترده و کلی به بسیاری از بیمارستانها، هتلها و سازمانها عرضه داشت. این روند ادامه پیدا کرد تا سال ۱۳۵۱ که «شرکت پاکشو» تأسیس گردید.
مرحوم فضلی، در این مسیر پر فرازونشیب، با تلاش بسیار به توسعه فعالیتهای تولیدی ادامه داد و هر ساله به تعداد کارگران و کارمندانشان افزودهشد؛ بهطوری که آرمان کارآفرینی خود را قدم به قدم تحقق بخشید و در نهایت به تأسیس «گروه گلرنگ» در سال ۱۳۸۲ انجامید؛ هلدینگی که امروزه مدیریت دهها برند معتبر در حوزه تولید و توزیع مواد شوینده، آرایشی، بهداشتی، غذایی، سلولزی، خردهفروشی و خدماتی را برعهده دارد و بیش از ۶۰ هزار نفر در سراسر کشور، در این گروه، مشغول به کار هستند.
زندگی حاج کریم فضلی، تنها داستان موفقیت یک کارآفرین نیست، بلکه روایت راهیست که از نوجوانی در کنار پدر، با کار و تلاش آغاز شد و با مهاجرت به تهران، تجربههای سخت، شکستهای اولیه، تصمیمهای جسورانه و در نهایت موفقیت ادامه یافت؛ حکایتی از یادگیری، بارها و بارها تلاش و امید. امید به پیشرفت و توسعه وطن، امید به گرفتن دستان هموطن و امید به اعتلای نام ایران. او با تکیه بر اصول اخلاقی، تعهد به کیفیت و احترام به نیروی انسانی، توانست مجموعهای بسازد که پس از گذشت بیش از نیم قرن همچنان به عنوان شرکتی خصوصی و مستقل، مسیر توسعه را میپیماید.
در ادامه روایتی جامع از زندگی حاج کریم فضلی، به عنوان یک کارآفرین ایرانی و شکلگیری ایدههای اولیه، تأسیس گلرنگ، توسعه برندها، سبک مدیریتی، فعالیتهای اجتماعی و میراث ماندگار او ارائه خواهیم داد تا با مسیر حرفهای زندگی ایشان آشنا شویم؛ زندگینامه مردی که کار را عبادت میدانست و اعتقاد داشت موفقیت بدون اخلاق، ارزشی ندارد.
تولد، خانواده و ریشهها
حاج محمد کریم فضلی در ۷ اردیبهشت ۱۳۱۱، در شهرستان «سرکان» از توابع شهر «تویسرکان»، یکی از شهرهای قدیمی و فرهنگی استان همدان، چشم به جهان گشود. تویسرکان در آن دوران شهری آرام، مذهبی و مبتنی بر روابط سنتی بود که این محیط نقش مهمی در شکلگیری شخصیت اخلاقمدار و سختکوش او داشت.
خانواده و پیشینه خانوادگی
او در خانوادهای خوشنام بزرگ شد. خانواده فضلی در تویسرکان به درستی، امانتداری و اخلاق کاری شناخته میشدند. این ارزشها از همان کودکی در ذهن و رفتار حاج کریم فضلی نیز نهادینه شد.
شغل پدر و نقش مادر
پدر حاج کریم فضلی از کسبه معتبر و مورد اعتماد بازار بود. او در حوزه عطاری و خردهفروشی کالاهای عمومی و موردنیاز مردم فعالیت میکرد و بهعنوان فردی منظم، دقیق و اهل حساب و کتاب شناخته میشد. همین محیط بود که محمدکریم نوجوان را خیلی زود وارد فضای کار کرد و او با اصول حساب و کتاب و مشتریمداری آشنا شد. حاج محمد کریم فضلی بعدها بارها گفته بود که بسیاری از اصول کاریاش، از جمله صداقت، احترام به مشتری و اهمیتِ کیفیت را از پدرش آموخته است. مادر او زنی مهربان، صبور و متدین بود که نقش مهمی در تربیت فرزندان داشت. فضای آمیخته با محبت و انضباط خانه، به او یاد داد که کار و اخلاق باید در کنار هم باشند.
تأثیر محیط تویسرکان بر شخصیت او
تویسرکان شهری است با فرهنگی مبتنی بر سختکوشی و تلاش، صداقت در معامله، احترام به بزرگترها، زندگی ساده و بیتکلف. این ارزشها بعدها در تمام رفتارهای مدیریتی و شخصی حاج محمد کریم فضلی دیده میشد. او همیشه میگفت: «آدم باید ریشه داشته باشد؛ ریشهاش هم اخلاق است.»
تحصیلات اولیه
تحصیلات ابتدایی او در مدارس محلی تویسرکان گذشت؛ مدارسی ساده با امکانات محدود، اما با معلمانی که به سختکوشی و اخلاق اهمیت میدادند. او بهخاطر دقت، آرامش و جدیتی که داشت، خیلی زود مورد توجه معلمان قرار گرفت و همیشه از دانشآموزان منظم و قابل اعتماد کلاس بود. این ویژگیها بعدها در مدیریت و رفتار حرفهای او بهوضوح دیده میشد و نشان میداد که نظم و مسئولیتپذیری از همان سالهای کودکی در وجودش ریشه دوانده بود.
شکلگیری روحیه کارآفرینی
یکی از مهمترین بخشهای شکلگیری شخصیت استاد محمد کریم فضلی، ورود زودهنگامش به دنیای کار بود. او از همان دوران کودکی و نوجوانی در دکان عطاری پدرش فعالیت میکرد. دکان پدری، یکی از واحدهای خردهفروشی سنتی و معتبر بازار تویسرکان بود. حضور او در محیط کار، اولین تجربه واقعیاش از تجارت را رقم زد. در همان سالها آموخت چطور با مشتری رفتار کند، چگونه حساب و کتاب دقیق انجام دهد، چطور جنس خوب را از بد تشخیص دهد و چرا صداقت، مهمترین اصل هر معاملهای است. این تجربهها بعدها به هسته اصلی فرهنگ سازمانی گروه گلرنگ بدل شد.
در سالهای نوجوانی، کمکم در او روحیهای شکل گرفت که نشان میداد قرار نیست فقط یک کاسب معمولی بماند. او برای کار کردن، استقلال مالی و ساختن ارزش قائل بود و همین نگاه باعث شد پیش از رسیدن به ۲۰ سالگی، به فکر کار مستقل بیفتد و مسیرش را به سمت تجربههای جدید و سفرهای کاری تغییر دهد. این دوره، نقطه آغاز شکلگیری شخصیت کارآفرینانه او بود و سنگبنای راهاندازی یکی از بزرگترین هلدینگهای ایران شد.

آغاز جوانی و شکلگیری استقلال شخصی
سالهای جوانی برای استاد محمد کریم فضلی دورهای بود که در آن شخصیت مستقل و آیندهنگرش شکل گرفت. او همچنان در تویسرکان زندگی میکرد، اما کمکم احساس کرد باید مسیر تازهای را برای خود بسازد. تجربههای دوران نوجوانی در مغازه پدر، او را به جوانی تبدیل کرده بود که به کار، نظم و مسئولیتپذیری باور عمیق داشت. همین ویژگیها باعث شد خیلی زود به فکر گسترش افقهای زندگیاش بیفتد و بهجای ماندن در چارچوب محدود یک شهر کوچک، به آیندهای بزرگتر فکر کرده و به شهرهای بزرگتر مهاجرت کند.
ازدواج و نقش همسر در زندگی او
استاد فضلی در ۲۰ سالگی، ازدواج کرد. ازدواج او، نقطه عطفی مهم در زندگیاش بود. همسرش زنی آرام، صبور و همراه بود و نقش مهمی در پیشرفت زندگی و کار استاد فضلی داشت. زندگی مشترک آنها بر پایه احترام، محبت و تلاش بنا شده بود. بعدها استاد فضلی بارها گفته بود که آرامش خانه، پشتوانه اصلی تلاشهای بیرون از خانه است و این آرامش را مدیون همراهی همسرش میدانست.
آغاز سفرها و جستوجوی فرصتهای تازه
با گذشت زمان، او به این نتیجه رسید که برای رشد واقعی باید وارد محیطهای بزرگتری شود. همین موضوع، او را به فکر مهاجرت به پایتخت انداخت. علاوه بر این، مسئولیتهای خانوادگی و میل به ساختن آیندهای مطمئنتر برای همسر و فرزندانش، انگیزه او را دوچندان کرد. او میدانست که برای رسیدن به اهداف بزرگ، باید وارد میدانهای بزرگتر شود، جایی که رقابت واقعی و فرصتهای گستردهتری وجود دارد.
مهاجرت به تهران و آغاز فصل تازه زندگی
در نهایت، در سال ۱۳۴۰ تصمیم گرفت به تهران مهاجرت کند. در آن زمان، تهران مرکز تجارت، صنعت و فرصتهای اقتصادی ایران بود. البته ورود به تهران برای استاد کریم فضلی آسان نبود، چون نه سرمایه قابل توجهی داشت و نه پشتوانهای جز تجربه، اخلاق کاری و ارادهای که از کودکی در وجودش شکل گرفته بود. اما همین ویژگیها باعث شد بتواند در بازار بزرگ و رقابتی تهران جای خود را پیدا کند.
تهران برای او نقطه آغاز فصل تازهای از زندگی بود؛ فصلی که در آن تجربههای گذشته، سختیهای مسیر و نگاه بلندمدتش کمکم به پایههای شکلگیری یک کسب و کار مستقل تبدیل شد.

نخستین فعالیتهای اقتصادی در تهران
پس از مهاجرت به تهران، نخستین تجربه جدی استاد محمد کریم فضلی در محیطهای صنعتی، همکاری با چند کارگاه کوچک صابونسازی بود که برای هتل هیلتون صابون و شوینده تولید میکردند. استاد کریم فضلی، بعد از ۵ سال موفق شد در تهران کارگاه تولیدی کوچکی دایر کند؛ کارگاهی که در آن مایع ظرفشویی و سفیدکننده تولید میکردند. حاج کریم در همین کارگاهها با فرآیندهای تولید صابون، ترکیبسازی، کنترل کیفیت و بستهبندی آشنا شد. این تجربه نخستین مواجهه او با تولید صنعتی بود و بعدها پایه دانش فنیاش در صنعت شوینده شد.
بیشتر بخوانید: سهامداران افق کوروش چه کسانی هستند؟
همکاری با شرکتهای پخش و آشنایی با بازار
پس از مدتی کار در تولید، او با چند شرکت پخش مواد شوینده و بهداشتی همکاری کرد. این شرکتها شبکه توزیع گستردهای در تهران داشتند و استاد محمد کریم فضلی در آنها با واقعیتهای بازار آشنا شد. او به خوبی میدانست که موفقیت یک محصول فقط در گرو تولید نیست و توزیع اصولی، رفتار فروشگاهها، اعتماد مصرفکنندگان و حضور مستمر در بازار نقش تعیینکنندهای در موفقیت دارند.
تأسیس «پاکشو»
مجموعه این تجربهها، از کارگاههای کوچک تولید صابون تا همکاری با شرکتهای پخش بزرگ، باعث شد استاد محمد کریم فضلی شناختی عمیق از کل زنجیره صنعت شوینده کسب کند که همین تجربیات منجر به تأسیس «شرکت پاکشو» و خلق برند «گلرنگ» در سال ۱۳۵۱ شد.
در سالهای بعد از انقلاب و در زمان دفاع مقدس، تعدیل نیرو برای اکثر شرکتها امری اجتنابناپذیر بود، استاد فضلی اما برای تأمین منابع ارزی شرکت، تداوم تولید و اشتغال پایدار کارکنان و خصوصاً جلوگیری از تعدیل نیرو، دست به کار صادرات زد و توانست ارز مورد نیاز را جهت پیشبرد تولید، تأمین کند و به این ترتیب هم از تعدیل نیروها جلوگیری نمود و هم به فعالیتهای کارآفرینانه و اشتغالزایی مولد خود ادامه داد. در ادامه، این تلاشها به گسترش و توسعه شرکت پاکشو انجامید.
توسعه کسبوکار
از اوایل دهه ۷۰، تنوع سبد محصولات گلرنگ روزبهروز تکمیلتر شد تا جایی که با توجه وسعت روزافزون گستره جغرافیایی توزیع و همچنین تعدد مشتریان در سراسر کشور، نیاز به یک شرکت پخش کننده بیش از پیش احساس میشد. به همین منظور شرکت «گلرنگپخش» برای توزیع محصولات گلرنگ تأسیس شد. در پایان دهه هفتاد نیز همزمان با بهرهبرداری از خط تولید محصولات متنوع «اَوِه» و استقبال قابل توجه مشتریان به این محصولات، شرکت گلپخش اول در دل پاکشو و با هدف بازاریابی، فروش و توزیع این برند تجاری در کشور آغاز به کار کرد.
با اقدامات توسعهای، کارخانههای بیشتری تأسیس شد و کارخانههای جدید نیروی کار بیشتری نیاز داشت. با استمرار این روند توسعه «گروه صنعتی گلرنگ» در سال ۱۳۸۲ تأسیس شد.
پایان یک مسیر و آغاز افقی تازه
زندگی و تجربههای اولیه استاد محمد کریم فضلی از دل یک شهر کوچک آغاز شد و در پایتخت به بلوغ رسید؛ از کار در دکان عطاری پدر و آموختن اصول صداقت و سختکوشی، تا همکاری با کارگاههای صابونسازی و تولید شوینده، تأسیس کارگاه مستقل خود و در نهایت تحقق رویایی بزرگ؛ تأسیس گروه گلرنگ و اشتغالزایی برای بیش از ۶۰ هزار نفر؛ هدفی که همچنان در حال حرکت به سوی افقهای بلندتر است.
استاد محمدکریم فضلی، معتقد بود «رزق و روزی نعمت الهی است و میتواند به همگان برسد. به شرط آنکه که فرهنگ ایثار و تلاش را در جامعه خود نهادینه کنیم. چگونه میتوانیم راحت، آسوده و بیدغدغه زندگی کنیم، هنگامی که میبینیم کودکانی هستند که به دلیل بیکاری والدینشان گرسنهاند، رنگ و رویی زرد دارند و از تحصیل و بهداشت محرومند. چگونه میتوانیم در رفاه باشیم و در همان حال پدران و مادرانی را ببینیم که توانایی نگهداری کودکانشان را ندارند. باید گره از کار گرفتاران گشود و شنوای دردهای دردمندان بود»
بنیانگذار گروه گلرنگ، زندهیاد استاد محمدکریم فضلی، پس از یک عمر تلاش کارآفریانانه در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۹ در سن ۸۸ سالگی دار فانی را وداع گفت، اما یادگار بسیار ارزشمندی از خود برجای گذاشت؛ یک خانواده بزرگ به نام «گروه صنعتی گلرنگ».