زندهیاد استاد محمد کریم فضلی از همان سالهای نوجوانی وارد بازار کار شد و تجربههای دوران کودکی، نوجوانی و جوانی، بعدها شالوده نگاه صنعتی و مدیریتی او را ساخت، اما نقطهای که مسیر زندگیاش را از یک کارآفرین پرتلاش به بنیانگذار یکی از بزرگترین مجموعههای اقتصادی خصوصی ایران تبدیل کرد، تأسیس شرکت «پاکشو» بود. از همین لحظه، داستان زندگیاش وارد مرحله تازهای شد؛ مرحلهای که در آن قدمبهقدم پیش رفت؛ ایجاد برند گلرنگ، توسعه دهها برند زیرمجموعه، ورود به صنعت خردهفروشی و در نهایت شکلگیری هلدینگ گلرنگ. این مقاله، روایت همین دوره است؛ دورهای که زندهیاد محمد کریم فضلی از یک تولیدکننده موفق، به معمار یکی از هلدینگهای خصوصی کشور تبدیل شد.
مروری کوتاه بر دوران پیش از تأسیس پاکشو
پیش از آنکه نام پاکشو شکل بگیرد، استاد محمد کریم فضلی سالها تجربه عملی در بازار و تولید اندوخته بود. او از نوجوانی وارد بازار کار شد و به تدریج با دنیای تولید مواد شوینده آشنا شد. همین مسیر آرام و پیوسته بود که نگاه او را به سمت ایجاد یک برند ایرانی باکیفیت پیش بُرد؛ برندی که بتواند با محصولات خارجی رقابت کند و استاندارد تازهای در بازار داخلی بسازد. این تجربههای اولیه، سکوی پرتابی به سوی تأسیس پاکشو شد.
تأسیس پاکشو؛ نقطه شروع صنعتی استاد فضلی
بعد از سالها کار در بازار و آشنایی با فضای تولید، استاد محمدکریم فضلی به این جمعبندی رسید که ایران به یک برند شوینده واقعاً باکیفیت و قابلاعتماد نیاز دارد تا استاندارد تازهای تعریف کند. همین فکر بود که در سال ۱۳۵۱ به تأسیس شرکت «پاکشو» انجامید، شرکتی که بعدها به قدیمیترین و یکی از مهمترین ستونهای گروه صنعتی گلرنگ بدل شد. در ابتدای کار، پاکشو یک مجموعه کوچک با امکانات محدود بود، اما با یک تفاوت جدی نسبت به دیگر فعالان این صنعت، استاد محمدکریم فضلی از همان روز اول، روی ۳ اصل پافشاری کرد:
- کیفیت محصول، نه در حد قابل قبول، بلکه در حد رقابت با نمونههای خارجی
- قیمت منصفانه محصولات؛ در حدی که طبقه متوسط هم بتوانند محصولات را خریداری کنند.
- بستهبندی آبرومند؛ چون بهخوبی میدانست ظاهر محصول، بخشی از احترام به مشتری است.
اولین محصولات پاکشو در حوزه شویندههای خانگی عرضه شدند و بهتدریج در بازار جا باز کردند. این موفقیت اولیه، نتیجه سالها شناخت بازار، رفتار مصرفکننده و دقت نظر شخصی استاد محمدکریم فضلی بر کیفیت کالاها بود. در این مقطع، هنوز «گلرنگ» یک برند بود، نه یک هلدینگ. بعدها شرکت «پاکشو»، به عنوان نقطه عطفی برای ظهور «گروه صنعتی خصوصی گلرنگ» شناخته شد.

شکلگیری برند گلرنگ
پس از آنکه پاکشو جای خودش را در بازار پیدا کرد، استاد محمدکریم فضلی به یک نکته کلیدی رسید؛ اگر قرار است یک شرکت کوچک به یک مجموعه ماندگار تبدیل شود، باید هویت داشته باشد؛ هویتی که مردم با آن ارتباط بگیرند، به آن اعتماد کنند و آن را در ذهنشان محفوظ دارند. همین نگاه بود که به تولد برند گلرنگ منجر شد.
در ابتدا، گلرنگ فقط نام یک محصول بود؛ نامی ساده، خوشآوا و ایرانی که روی شویندههای پاکشو قرار گرفت. مردم نام گلرنگ را بیشتر از نام شرکت میشناختند. از طرفی تبلیغات برند گلرنگ در رسانهها فراگیر شد و شعر «گل، گل، گل، گل از همه رنگ/ سرت رو با چی میشوری با شامپو گلرنگ» حسابی سر زبانها افتاد.
فروشگاهها محصول را با نام گلرنگ سفارش میدادند. تبلیغات، بستهبندی و کیفیت ثابت باعث شد گلرنگ تبدیل به چهره عمومی پاکشو شود؛ چهرهای که هم قابل اعتماد بود، هم بهخاطر سادگی و ایرانیبودن، سریع در ذهن مینشست.
اما خیلی زود اتفاقی افتاد که مسیر آینده گروه را تغییر داد و گلرنگ دیگر فقط یک محصول نبود.
بیشتر بخوانید: زندگینامه محمد کریم فضلی؛ از تولد تا آغاز فعالیت اقتصادی
گلرنگ به عنوان برند مادر؛ نقطه آغاز یک اتفاق بزرگ
در این دوره، استاد محمد کریم فضلی یک تصمیم استراتژیک گرفت؛ تصمیمی که بعدها پایه هلدینگ خصوصی گلرنگ شد: «برند گلرنگ باید برند مادر باشد.» از این نقطه به بعد، گلرنگ فقط یک نام تجاری نبود؛ تبدیل به ستون اصلی هویت گروه بدل شد. هر محصول جدید، هر خط تولید تازه و هر توسعهای، زیر سایه این برند شکل میگرفت. این انتخاب هوشمندانه باعث شد گلرنگ بهتدریج از نام یک محصول، به یک برند سازمانی تبدیل شود؛ برندی که بعدها نامش بر روی دهها شرکت و صدها محصول ماندگار شد.
پس از تثبیت «گلرنگ» بهعنوان برند مادر، زندهیاد محمدکریم فضلی به این نتیجه رسید که نیاز بازار ایران تنها با یک نام و یک دسته محصول پاسخ داده نمیشود. نیازهای مصرفکننده متنوع بود و هر گروه محصول، جایگاه خاص خودش را میطلبید. همین نگاه باعث شد برندهای جدیدی مانند اوه (Ave)، سافتلن، اکتیو، مریدنت و چندین نام دیگر یکییکی متولد شوند.
هر برند برای کارایی و مخاطب خاص خود طراحی شد؛ اوه برای محصولات بهداشت فردی، سافتلن برای نرمکنندهها و مراقبت از لباس، اکتیو برای محصولات تخصصیتر و مریدنت برای دهان و دندان. این تنوع هوشمندانه باعث شد گروه صنعتی خصوصی گلرنگ، هم سهم بیشتری از بازار بگیرد و هم در هر دسته محصول، یک برند قدرتمند و قابلاعتماد داشته باشد.

استراتژی چندبرندی؛ ساختن یک اکوسیستم اقتصادی
استراتژی استاد محمدکریم فضلی فقط تولید محصول نبود. او بهدنبال ساختن یک «زنجیره ارزش» بود و در عین حال رویکرد چند برندی باعث شد گروه خصوصی گلرنگ بتواند همزمان در چند بازار مختلف، حضور داشته باشد؛ بدون اینکه هویت برند مادر، دچار فرسایش شود.
از سوی دیگر، وجود آزمایشگاههای تحقیق و توسعه (R&D) و تیمهای تخصصی فرمولاسیون، امکان تولید محصولات متنوع با استانداردهای بالا را فراهم کرد. نتیجه این شد که «گلرنگ» از یک تولیدکننده تکمحصولی، به یک هلدینگ خصوصی کشور با مجموعهای از دهها برند معتبر تبدیل شود که هر کدام جایگاه مشخصی در بازار ایران دارند.
ورود استراتژیک به خردهفروشی؛ چرا افق کوروش متولد شد؟
وقتی گروه خصوصی گلرنگ در تولید، بستهبندی و پخش به بلوغ رسید، یک حلقه مهم از زنجیره اقتصادی هنوز کامل نشده بود؛ «فروش مستقیم به مصرفکننده». استاد محمدکریم فضلی بهخوبی میدانست که با توجه به نقطه نهایی تماس با مشتری، یعنی فروشگاه، میتوان توانمندی برند را چند برابر کرد. همین نگاه باعث شد در سال ۱۳۹۲ فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش تأسیس شوند؛ فروشگاههایی با مدل «خردهفروشی تخفیفی» که هدفشان ارائه کالاهای روزمره با قیمت مناسب و دسترسی گسترده مردم به کالاهای اساسی بود.
افق کوروش با سرعتی کمنظیر رشد کرد؛ مدل فروش تخفیفی، بهرهگیری از مدل فرانچایز (نمایندگی)، استفاده از محصولات گروه صنعتی گلرنگ و شناخت دقیق رفتار مصرفکننده باعث شد این فروشگاهها در مدت کوتاهی در سراسر کشور، از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب و حتی در نقاط مرزی و دورافتاده، توسعه یابند و کالاها را به صورت همسان، هم قیمت و با یک کیفیت، به مردمان سراسر کشور عرضه کنند. افق کوروش به سرعت از یک پروژه جدید، به پیشرو صنعت خردهفروشی ایران تبدیل شد؛ فروشگاهی که نهتنها محصولات گروه گلرنگ، بلکه هزاران کالا از برندهای دیگر را نیز عرضه میکرد. این توسعه، گروه خصوصی گلرنگ را از یک تولیدکننده صِرف، به مجموعهای تبدیل کرد که با تکمیل زنجیره ارزش، از حوزههای تولید تا توزیع و فروش، به مردم ارائه خدمت میکند.
سبک مدیریت و رهبری استاد محمدکریم فضلی
استاد محمدکریم فضلی مدیری بود که هیچوقت پشت میز نمیماند. او باور داشت کیفیت واقعی در خط تولید، انبار، آزمایشگاه و فروشگاه شکل میگیرد، نه در گزارشها. به همین خاطر، حضور میدانی، بخش ثابت سبک مدیریتی او بود؛ از بازدیدهای سرزده گرفته تا گفتوگو با کارگران و بررسی مستقیم کالاها. اما در عین ورود به جزئیات، نگاهش همیشه کلان و استراتژیک باقی ماند.
در کنار این رویکرد میدانی، مهمترین ویژگی رهبری استاد فضلی، دقتنظر بیبدیلش بر روی کیفیت بود. استاد فضلی معتقد بود محصول باید بهگونهای باشد که «خودمان با خیال راحت استفاده کنیم» و همین نگاه بهمرور به فرهنگ سازمانی گروه خصوصی گلرنگ تبدیل شد؛ فرهنگی که در آن کیفیت، احترام به مشتری و بهبود مستمر، به عنوان ارزشهای اصلی محسوب میشدند. مجموعهای از ویژگیهای مدیریتی استاد فضلی اعم از «حضور در میدان»، «تصمیمگیری استراتژیک» و «ساختن یک فرهنگ سازمانی مستحکم»، پایههای هلدینگ خصوصی گلرنگ را شکل داد و آن را در مسیر توسعهای مداوم حفظ کرد.
میراث ماندگار استاد محمدکریم فضلی در صنعت ایران
مسیر استاد محمدکریم فضلی و گروه صنعتی گلرنگ، از یک کارگاه کوچک تا یکی از بزرگترین هلدینگهای خصوصی صنعتی کشور، نشان میدهد که ترکیب بینش بلندمدت، توجه به کیفیت و پیریزی فرهنگ سازمانی منسجم و پاسخگو، میتواند هر برندی را به موتور محرکی برای توسعه اقتصادی در کشور تبدیل کند. استاد فضلی الگویی از مدیریت میدانی، تصمیمگیری استراتژیک و احترام به مشتری برجای گذاشت که نهتنها «تحول» صنعت شوینده و خردهفروشی ایران را به دنبال داشت، بلکه ثابت کرد یک کارآفرین ایرانی میتواند ساختاری بسازد که تا نسلها تداوم یابد. امروز این میراث در هر محصول «گروه صنعتی گلرنگ» و هر «فروشگاه افق کوروش» دیده میشود و همچنان الهامبخش مدیران و کارآفرینان جوان است.