ششمین گرامیداشت زنده یاد محمد کریم فضلی
شروع یک مسیر جدید، هیچ وقت کار سادهای نیست. ایستادن در برابر تردیدها، مشکلات، کمبودها، شکستها و دوباره بلند شدن و پیشرفتن، همیشه دشوار است، اما «تداوم»، انتهای مسیر را روشن میسازد و مفهوم «موفقیت» را عینیت میبخشد. برای تحقق همه اینها، نیاز نیست دنبال قهرمان یا افسانههای دور و دست نیافتنی بگردیم، هر یک از ما میتوانیم با نگاه به قصههای واقعی آدمهای معمولی که با دستهای خودشان راه را باز کرده و با فکر و اخللاق، مسیر را ماندگار میکنند، امیدوار شویم و داستان خودمان را بسازیم. یکی از همین قصههای واقعی بود که برند «گلرنگ» و «افق کوروش» را ساخت و قهرمان این قصه، کسی بود که از مشکلات نترسید، ناامید نشد و مسیر را تا جایی ادامه داد که نه فقط یه «کسبوکار»، بلکه یک فرهنگ ساخت. فرهنگِ کار، سختکوشی، مسئولیتپذیری و مهمتر از همه فرهنگِ احترام به دیگران.
وقتی نقطه «شروع» یعنی همه چیز
هر برند یک داستان دارد. داستان بعضی برندها با سرمایه شروع میشود و بعضی با شانس … اما داستان خیلی از افراد تاثیرگذار، با اراده شروع میشود. زنده یاد استاد محمد کریم فضلی، از همانها بود که نشان داد «اراده، هرگز مرز نمیشناسد». او هرگز در برابر سختیها تسلیم نشد، بدون داشتن سرمایه و تنها با درایت و پشتکار، توانست برندی بسازد که در میان مردم سرآمد شد؛ داستان شروع و ادامه فعالیت برند «پاکشو» و بعد «گلرنگ»، داستان یک عمر تلاش صادقانه، برای کارآفرینی، با نگاهی آیندهنگرانه در جهت رفع نیاز مردم بود که بعدها «مجموعه فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش» این زنجیره ارزش را تکمیل کرد. استاد محمدکریم فضلی، بیهیاهو و با استمرار، راهی را هموار کرد که بعد از او هزاران هموطن با افتخار روی آن قدم برداشتند، در حالی که یادش را زنده نگه میدارند.
بیشتر بخوانید: زندگینامه محمد کریم فضلی؛ از تولد تا آغاز فعالیت اقتصادی
روزهایی که همه از آنها حرف نمی زنند
خیلیها امروز از موفقیتهای «مجموعه فروشگاههای افق کوروش» و«گروه گلرنگ» به عنوان مالک و سهامدار اصلی آن صحبت میکنند، اما کمتر کسی میداند که این مسیر تا چه حد پر از فراز و نشیب بوده است. زندهیاد محمدکریم فضلی در روزگاری شروع به کار کرد که تولید داخلی محصولات شوینده در ایران هنوز در ابتدای راه بود. رقابت با برندهای خارجی که بازار را قبضه کرده بودند، کار آسانی نبود، ولی او به جای ناامید شدن، رودررویشان ایستاد. هر شکست برایش یک درس بود، هر بحران یک فرصت. زندهیاد استاد محمدکریم فضلی در دهه پنجاه (سال 1351)، با در پیش گرفتنِ «تفکر رشد»، قدم در مسیر پرچالشی گذاشت که برای آیندگان، افتخار و عزت نفس را به ارمغان بیاورد.
بیشتر بخوانید: تاریخچه افق کوروش، نگاهی به مسیر شکلگیری برند
فلسفه پشت هر محصول
یکی از ویژگیهای بارز زندهیاد محمدکریم فضلی، وسواس عجیب او بر روی کیفیت بود. او همیشه میگفت: «اگر مشتری که یکبار فریب بخورد، به راحتی برنمیگردد.» به همین خاطر، هر محصولی که از خط تولید گلرنگ خارج میشد، باید استانداردهای سختگیرانهای را می گذراند. این دقیقاً همان چیزی است که باعث شد گلرنگ از یک «برند محلی» به یک نامِ آشنا در سراسر ایران تبدیل شود. زنده یاد محمدکریم فضلی مستقیماً از فرآیند تولید اطلاع دااشت و در خط تولید کارخانه حضور پیدا میکرد. گاهی ساعتها در کنار کارگرها مشغول به کار بود، از آنها سؤال میپرسید و نظراتشان را میشنید. هر حرف درستی، ارزش شنیدن داشت و بر اساس نظرات و انتقادات، کیفیت محصول را پله پله بالاتر میبُرد.
مدیریت به سبک فضلی
زندهیاد استاد محمدکریم فضلی، سبک خاصی از مدیریت داشت که نتیجه مطلوب خودش را نشان داده است. او باور داشت که نیروی انسانی سرمایه اصلی هر کسب و کاری است، نه ساختمان، نه ماشینآلات، نه حتی پول. انسانها هستند که یک کسبوکار را میسازند. او همچنین معتقد بود صداقت، بهترین استراتژی است، به جای تبلیغات پرزرقوبرق، باید روی اعتماد مشتری سرمایهگذاری کرد و همچنین باور داشت، یک برند اگر فقط دنبال منفعت کوتاهمدت باشد، دوام نمیآورد. استاد فضلی از همان ابتدا نگاهی متفاوت داشت؛ از نظر او مشتری باید حس کند پشت محصول، یک تعهد هست. کارآفرینی فقط تولید و فروش نیست. بلکه مسئولیتی اجتماعی و اخلاقی نسبت به تیم و همکاران هم هست. استاد فضلی، «پیوستگی» را عنصری مهم برای ماندن یک برند میدانست و باور اصلی او این بود که باید هر روز بهتر شد. این اصول ساده، راز ماندگاری «گروه گلرنگ» در بازار پررقابت ایران بوده است.
بیشتر بخوانید: از پاکشو تا گلرنگ؛ روایت مسیر صنعتی استاد محمد کریم فضلی
میراثی که پایدار ماند
زندهیاد استاد محمدکریم فضلی، در سالهای فعالیتش، فقط یک مجموعه نساخت. او یک «مکتب» ساخت؛ مکتبی که بر پایه صداقت، کیفیت و احترام به مشتری استوار بود. امروز، نسلهای جدیدتر، مدیریت «گروه صنعتی گلرنگ» را به دست گرفتهاند و با همان روحیه و انرژی، در همان مسیر گام برمیدارند.
حرف آخر
در دنیایی که همه به دنبال میانبر و راهحلهای سریع هستند، داستان کارآفرینانی مانند زندهیاد محمدکریم فضلی یادآوری میکند که هیچ موفقیتی یک شبه به دست نیامده. هر چیز ارزشمندی، نیاز به زمان، تلاش و ایمان دارد. او مردی بود که با دستان خالی، اما قلبی پر از امید، توانست برندی بسازد که نامش برای همیشه در تاریخ صنعت ایران ماندگار بماند. «گلرنگ» و «افق کوروش» امروز، تنها یک برند نیستند. یادگارهایی هستند از مردی که باور داشت «ایرانی میتواند.»